چ. اکتبر 27th, 2021

[ad_1]

سفالگری ریشت سابقه ای طولانی دارد. این نیز به دلیل خواص خاک محلی است. در اواخر قرن IX-X سرامیک های سرامیکی در ریشتان شکل گرفت.

استاد سفالگر معروف از ریشتان شارفیدین یوسوپوف 76 ساله شد. پدرش نیز سفالگر معروف زمان خود بود. به عنوان یک سفالگر ، شارفیدین اسرار سفالگری را در کارگاه خانواده در خانه آموخت.

https://www.youtube.com/watch؟v=VRw0EskNzbs

“من به دنیا آمدم تا در این دنیا یک سفالگر باشم. من حتی آرزوی حرفه دیگری نداشتم. تلاش های من بی نتیجه نبود. آثار من در بسیاری از موزه های جهان ذخیره می شود. وی گفت: “من بسیار خوشحالم که کار من توسط کشور ما مورد توجه قرار می گیرد.”

ضمیمه ویژه به هر قطعه

وقتی آثار هنری خود را به خارج از کشور می فروشم ، بخشی از قلبم با این غذا می رود. زیرا من با عشق قلبی به کارم کار می کنم.

اگر توجه کردید من 100 کارد در کارگاه دارم که یکی از آنها اصلا شبیه دیگری نیست. من می توانم از آنچه امروز انجام دادم تقلید کنم ، اما فردا نمی توانم همان کار را انجام دهم. “

Sharofidin ، معروف به معروف ، می گوید وظیفه دانش آموز این است که یک دانش آموز واقعی شود.

“ما همچنین استاد را به عنوان یک دانش آموز دیدیم. در آن زمان ، در بین دانش آموزان ، با توجه به توانایی آنها ، دانش آموزان متوسط ​​و بالغ وجود داشت. همچنین این مهم است که بتوانید یک سفالگر خوب باشید. دانش آموزان زیادی نیز نزد من آمدند. کسانی که کارآموز هستند در طول سالها به حال خود رها می شوند و اکثر آنها شکست می خورند. اگر یک دانشجوی 20 استاد ترک کند ، او خوش شانس است “، می گوید استاد سفالگر.

او نمی خواهد فرزندانش مانند او سفالگرانی بزرگ باشند ، او فقط موافق است اگر آنها یک پله از او بلندتر شوند.

پدر شاروفیدین ، ​​همچنین به عنوان کارخانه سفالگری شناخته می شود. از دستمزد خود غذا به خانه می آورد: در شکم مادرش سهمی از غذای موجود در پشت سفال دریافت می کند. به همین دلیل است که او معتقد است عشق به سرامیک از شکم مادر شروع می شود.

“البته ، در سالهای 1955-1960 ، به سفالگران دختری داده نشد زیرا آنها می گفتند” کار سخت ، بدون درآمد “. تا سال 1950 یک کارگاه خانوادگی در خانه خود داشتیم که 40 نفر در آن کار می کردند. پدرم در آن زمان یک کارگاه خانوادگی راه اندازی کرد.

مادر شاکرم هنرمند بود. آن زمان به اندازه الان نبود. مادرم در طول این سالها به وضوح نقاشی می کرد. از طرف دیگر پدرم به دلیل سفالگری عاشق خاک رس بود ، اما علاقه ای به نقاشی نداشت.

با شناخت ذهن خود ، در نهایت به این نتیجه رسیدم که عشق خاک رس از پدرم و نقاشی از مادرم بود.

70 سال است که با سرامیک سر و کار دارم. کم و بیش من در سفالگری ریشت مشارکت داشته ام. با مشاهده آنچه انجام داده ایم ، دیگر سفالگران نیز به کار ما غبطه می خورند و سنت سرامیک را پشت سر خود ادامه می دهند.

روزنامه نگاران از من می پرسند “چگونه وارد سرامیک شدی؟” او با خنده گفت: “من فکر می کنم من در شکم مادرم یک سفالگر متولد شده ام.”

رئیس جمهور شوکت میرضیایف در سفر خود به فرغانه از مرکز بین المللی سفالگری در منطقه ریشتان دیدن کرد ، جایی که استاد سفالگر Sharofidin Yusupov یک فنجان به رئیس دولت اهدا کرد.

وقتی از رئیس جمهور خواستم یک فنجان از طرف استادان ریشتان تقدیم کند ، میرضیایف گفت: “می خواهی کدام جام را هدیه دهی؟” او پرسید. در اینجا کاسه ای است که به آن اشاره کردم ، و ما با هم به کاسه رفتیم. شن نمادی از آب است. انار – نمادی از فراوانی ، رفاه ، دوران کودکی. وقتی به رئیس جمهور گفتم که یک کاسه ماسه به او می دهم ، شوکت میرمونوویچ انار را طوری توصیف کرد که من شگفت زده شدم. “

آثار قهرمان ما در لوور پاریس ، هرمیتاژ در سن پترزبورگ ، موزه شرق شناسی و مردم جهان در مسکو ذخیره می شود.

به شاروفیدین یوسوپوف عنوان علمی “هنرمند ارجمند ازبکستان” اهدا شد. نشان شایستگی به وی اهدا شد.

سرور ضیاف ،
خبرنگار Kun.uz.
استاد نصب – Jahongir Aliboyev.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *