چه کسی کارمندان دولت را از کار اجباری نجات می دهد؟

[ad_1]

بعضی اوقات تعجب می کند: چرا به قوانین کار ، عملکردهای حرفه ای ، اگر آنها رعایت نمی شوند ، نیاز دارید؟ آیا بدون پیروی از آنها می توان به طور موثر کار کرد؟

عکس گویا

به عنوان مثال. آیا ما کار اجباری را متوقف کرده ایم؟ بیایید روشن باشیم ، منظور ما از کار اجباری اغلب چیست؟

از دانش آموزان گرفته تا استادان ، از مدیران مدارس گرفته تا روسای گروه های آموزش عمومی ، ما این کار را به عنوان کار اجباری برای بیرون رفتن از مزارع پنبه درک کردیم. ما همچنین می دانستیم که معلمان شما مجبور شدند در کنار جاده اصلی بیرون بروند و خیابان ها را تمیز کنند. ما نمی توانستیم این واقعیت را بپذیریم که برخی از افراد بزرگ وضعیت سازنده “مرد” را بدست آوردند ، در واقع پزشکان و معلمان یک خانه نمونه ساختند ، یک پارک ساختند. به نظر ما چنین مواردی کار اجباری است.

اکنون که به چنین سناریویی تحمل نکردیم ، فهمیدیم که این چیز خوبی نیست. ما فهمیدیم که این مغایر با حقوق بشر ، قوانین ، قانون اساسی است و شروع به تلاش برای شرمنده شدن خارجی ها نکردیم.

در نگاه اول ، کار اجباری در برداشت پنبه به میزان قابل توجهی کاهش یافته است و معلمان و پزشکان دیگر جرات پاک سازی خیابان ها را ندارند … بنابراین ، آیا ما بر کار اجباری غلبه کرده ایم؟

در اینجا مشخص می شود که ایده کار اجباری ما از مزرعه پنبه به اینجا نمی رسد.

زیرا کار اجباری فقط جارو زدن خیابان ها ، چیدن پنبه نیست.

کار کردن تا نیمه شب ، به عهده گرفتن انواع مسئولیت ها در قبال خود و دیگران ، کار اجباری است.

فرض کنید یک مقام دولتی یا مالیاتی از ساعت 21:00 تا 22:00 کار کند. البته امروز این یک روند طبیعی ، یا بهتر بگوییم غیر طبیعی است. این بدان معناست که اگر او ساعت 9:00 صبح به محل کار خود بیاید ، روزانه 12-13 ساعت در محل کار خود خواهد بود. این وضعیت طی این سالها تغییری نکرده است.

تلخ تر این است که صدها هزار کارمند این نظم (بی نظمی) را آموخته اند. فرزندان آنها بزرگ شده اند و اگر شما کل زمان اختصاص داده شده به آنها را محاسبه کنید ، این یک دهم از وقت صرف شده در محل کار نخواهد بود.

این بدون کار اجباری چیست؟

یک کارشناس دولتی یا یک سازمان دولتی می تواند به چه کسی شکایت کند؟ او نمی تواند به رئیس خود بگوید و اگر این کار را انجام دهد ، استعفا می دهد یا مانند یک حرامزاده به نظر می رسد.

بیایید واقعیت را بپذیریم ، کارمندی که اطلاعات کمی در مورد حقوق خود دارد ، اضافه کار می کند و حقوق کار را نقض می کند وی می تواند به اداره بازرسی کار دولتی مراجعه کند. بنابراین این چک چه کاری می تواند انجام دهد؟ فقط وقتی به او نزدیک شود می تواند رهبر را مطالعه ، رسمی و مجازات کند. به عنوان مثال ، این فرماندار یا رئیس مالیات را در مورد استفاده بیش از حد از کارمندان هشدار می دهد.

حال س questionال این است که چه کسی از حق استاندار دفاع خواهد کرد؟ آیا او باید به بازرسی نیز مراجعه کند؟ زیرا حتی اگر استاندار هم باشد ، حقوق وی تضییع می شود. ساعات کاری این رهبر نیز مشخص نشده است. استاندار همچنین از سیستمی که روی او کار می کند تبعیت می کند. اگر زیردستان خود را مجبور نمی کند خسته شوند. روند به این روش ادامه می یابد.

بیایید بگوییم ، “نه ، استانداران پدر سرزمینی هستند كه او بر آنها حاكم است ، او باید بیشتر كار كند و مسئولیت های او نیز باید بر این اساس باشد.” پس چرا فرماندار در دفتر تنها نمی ماند و برای پاسخگویی به بقیه اعزام نمی شود؟

به هر حال ، اگر توجه کنید ، فقط در دوره قرنطینه بود که بیشتر ما متوجه شدیم که سازمانی به نام بازرسی کار دولتی وجود دارد. به دلیل هشدارها در سطح دولت ، این بازرسی توسط رئیس دولت آغاز شد. در آن زمان کارگران عجله داشتند. “آیا می توانم بدون خواب رفتن مدتی با پسرم بازی کنم؟” آیا روی خودم کار می کنم ، آیا توانایی هایم را افزایش می دهم ، آیا یک زبان یاد می گیرم ، یک کتاب می خوانم ، آیا وقتم را با پدر و مادرم می گذرانم؟ “

متأسفانه ، “سازوکار” خیلی زود دوباره شروع به کار کرد. همه چیز سر جای خود قرار گرفت. رئیس بانک گفت: “بازرسی رسیده است” و از اجازه فرار کارمندان از درب پشت ساختمان خودداری کرد. رایگان ، در صورت لزوم شب دوباره بخوابید. از این گذشته ، او آموخته است!

واضح است که خود سیستم در ابتدا گیج کننده و قابل درک نیست. همه می دانند ، می فهمند ، اما مانند گذشته ادامه خواهند داد.

اتفاقاً ماده 115 قانون کار پیش بینی کرده است که ساعات کار عادی یک کارمند نباید بیش از 40 ساعت در هفته باشد. اکنون ساعات کار یک سازمان دولتی را به تعداد محاسبه کنید و تصور کنید که طبق قوانین نانوشته هر روز چه تعداد حقوق کار و مدیر نقض می شود.

در نگاه اول ، حتی امروز بیشتر کارمندان دولت 60 تا 80 ساعت را در دفتر کار می گذرانند.

آنچه ده ها نوع مشکل دیگر را دنبال می کند ، مسئله ای جداگانه است.

در نتیجه. وزارت دادگستری اظهار داشت: “رایانه کارمند پس از ساعت کار به طور خودکار خاموش می شود” و از کارمندان سیستم عدالت محافظت می کند. از آنجا که آنها حقوق خود را می دانند ، می توانند به روشی جدید کار کنند. علاوه بر این ، هزاران دلیل وجود دارد که ثابت می کند با اتصال شب به صبح نمی توان به طور موثر در دفتر کار کرد. کار با این روش مشکلات زیادی را نه تنها از نظر اجتماعی بلکه از نظر اقتصادی ایجاد می کند.

س aboveال فوق: اساسنامه ها و هنجارهایی وجود دارد که جامعه را تنظیم می کند. چرا دنبالش نمی رویم؟ آیا وقت آن نرسیده است که از قوانین نانوشته خارج شوید؟

ایزومیدین پولاتوف

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *