س. آگوست 3rd, 2021


کریم بحریف ، روزنامه نگار ، شاعر ، مترجم و کارشناس حقوق رسانه ، سخنران بعدی Kun.uz بود که مجموعه ای از گفتگوها را درباره روندهای اجتماعی و ادبیات ازبکستان ترتیب داد.

https://www.youtube.com/watch؟v=kM4j6HZuBtI

– امروز ، “نوزایی سوم” به اصطلاح مشهوری در میان مقامات ازبکستان تبدیل شده است. شما واقعاً چگونه این اصطلاح را می فهمید و چقدر دقیق است که اکنون در مورد رنسانس به عنوان یک کل صحبت می کنیم؟

– ما دوره Navoi ، Jami زندگی کرده یا زودتر – دوره Beruni ، دوره علمی – را رنسانس می نامیم. این یک مفهوم بسیار بزرگ است. به عنوان مثال ، اکنون تحقیقات بزرگی در غرب در حال انجام است. ده ها برنده جایزه نوبل در برخی از دانشگاه ها ظاهر شده اند.

انتظار می رود حدود 50 نوابغ در دوره رنسانس ظاهر شوند. به عنوان مثال ، ما ناووی را نابغه و عبدالله آریپوف را شاعری نابغه می نامیم. بنابراین ، آیا در شعر ما 50 عبدالله آریپوف و در علم ما 50 برونی وجود دارد؟

ما فقط وقتی رنسانس داشته باشیم که کشفیاتی داشته باشیم که دنیا را متحیر کند. به همین دلیل است که رنسانس برای ما ایده آل است. آنچه امروز از آن استفاده می کنیم شبیه عبارت اسلام کریموف “آینده بزرگ” است. من این را در یک کتاب نوشتم: “نوه ها ، به نوه های خود بگویید ،” آینده بزرگ “مطمئناً خواهد آمد ، بگذارید منتظر بمانند.”

افرادی که امروز نمی توانند پیشرفت کنند با امید به فردا زندگی می کنند. بنابراین ما باید این کشور را در آن زمان رونق و شکوفایی دهیم. ما نباید چیزی دور از خواب ببینیم.

من شعرهایی از شاعران بزرگ آمریکایی امیلی دیکنسون و یک سنت وینسنت میلی را به ازبکی ترجمه کرده ام. دیکینسون شعری دارد به نام دختر پیر. اگر به سری تصاویر این شعر نگاه کنید ، “شوهر دختر پیر یک قبر است. پیرزن مدت زیادی منتظر شوهرش است و یک تاج گل به او اهدا می کند. ببینید چه تصویری غیر منتظره ، قیاسی غیر منتظره است. ملت نباید در این حالت دختر پیر قرار بگیرند. ما نباید منتظر باشیم که رنسانس فردا اتفاق بیفتد. امروز باید عمل کنیم.

شعار رنسانس ، در حالت ایده آل باید جایی باشد. رفتن به او آسان نیست. بازگشت به رنسانس با صد مرغ سخت است.

– گاهی می بینیم که یک روزنامه نگار موقعیت خود را تغییر داده و ثبات شغلی خود را از دست داده است. به نظر شما چگونه می توان سوال شرافت در این حرفه را به عنوان یک معلم-روزنامه نگار تمیز نگه داشت؟ من می خواهم در مورد عزت و نه وجدان بپرسم.

– یک “قانون اخلاق” وجود دارد که توسط اتحادیه خلاق روزنامه نگاران تهیه شده است. این بخشی از این کد است. اولین وظیفه روزنامه نگار دفاع از ناموس حرفه خود است.

حزب کمونیست ایدئولوژی کمونیستی خواهد داشت. در آن زمان ، آنچه در مورد ایدئولوژی کمونیستی صادق بود ، درست تلقی می شد و آنچه در مورد آن صادق نبود ، غیر واقعی محسوب می شد. سپس به استقلال رسیدیم. قانون اساسی تصریح کرده است که هیچ ایدئولوژی به عنوان یک ایدئولوژی دولتی ایجاد نمی شود ، ما بر اساس تنوع نظرات هستیم.

البته این بدان معنا نیست که هر روزنامه نگار آنچه را که می داند و به آنچه معتقد است انجام می دهد. ایدئولوژی حقوق بشر ، ارزشهای جهانی ، ملت ، فرهنگ ، زبان ، تاریخ ، حق زندگی ، حق اطلاعات ، حق آزادی بیان اعتقادات روزنامه نگار به یک معنا است.

از طرف دیگر – مسئولیت اجتماعی. مسئولیت روزنامه نگار 5-6 لایه است. اول ، مسئولیت در قبال خود ، افتخار رسانه ای که وی در آن کار می کند ، و سوم ، افتخار روزنامه نگاری و حرفه.

اگر روزنامه نگاری رشوه می گیرد ، اگر روزنامه نگار خانه ای را از مقامات می گیرد یا به دلایلی دیگر واقعیت را نمی نویسد ، برای سایر روزنامه نگاران شرم آور است.

می دانید ، وزارتخانه ها به روزنامه نگارانی که در تاریخ 27 ژوئن ، 3 مه یا نزدیک به سال جدید منطقه خود را پوشش می دهند ، پاداش می دهند. در واقع ، این آغاز همان چیزی است که ما در مورد آن صحبت می کنیم. یک روزنامه نگار واقعی نمی تواند از کسی هدیه بگیرد.

علاوه بر خرید خانه یا ماشین ، جنبه هایی از کار نیز مغایر با اخلاق حرفه ای است. به عنوان مثال ، شما ممکن است پیش از هر خبری که به دلیل حرفه شما باشد ، آگاه باشید. اما نباید از این نوآوری برای منافع شخصی استفاده کنید.

به عنوان مثال ، شما در یک روزنامه اقتصادی یا یک وب سایت کار می کنید. شما اخیراً پیامی در مورد افزایش قیمت سهام فلان شرکت دریافت کرده اید. شما می توانید با خرید سهام این شرکت قبل از شنیدن سهام آن ، ثروتمند شوید و سپس آن را به عموم اعلام کنید ، اما از اطلاعاتی که از طریق حرفه خود با آن آشنا هستید به نفع خود استفاده خواهید کرد.

اخلاق حرفه ای یک روزنامه نگار چیز عمیقی است.

از طرف دیگر ، جوانی که بیت چهار خطی نوشت “پنبه می گیرم” در اندیجان اتومبیل گرفت. یا شاعری که اخیراً در ستایش رهبر شعری سروده و در اتحادیه نویسندگان پذیرفته شده است. حوادث مشابه همچنان ادامه دارد.

روزنامه نگار باید از قبول هدایا خودداری کند. یا حتی نباید پس از دریافت هدیه نوشتن نظرات را متوقف کند

به طور کلی ، به ندرت شاهد انتقاد روزنامه نگاران بودیم که در ابتدا از دولت هدیه می گرفتند ، اما بعد سکوت کردند.

– یکی از سوالات متداول اخیراً در مجامع مختلف از افراد مختلف: سطح آزادی بیان در ازبکستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

– به عوامل زیادی بستگی دارد. یک دهان می تواند بگوید بله ، نه یا نصف. اکنون کمی آزادی بیان داریم.

اگر عمیقتر بیندیشیم ، آزادی بیان به قانون بستگی دارد. این اولین عامل است. آیا قانونی وجود دارد که ما را آزاد کند؟ نه هنوز.

در مقایسه با سایر کشورها ، قوانین بیشتری درباره روزنامه نگاری داریم ، 5-6. به عنوان مثال در ایالات متحده هیچ قانونی وجود ندارد. در قانون اساسی فقط یک ماده وجود دارد. بعداً به عنوان اصلاح وارد شد. روزنامه نگاران آمریکایی در حال کار بر روی این مقاله هستند. ما قوانین زیادی داریم و آنها برای تنظیم و محدود کردن قوانین بیشتر عمل می کنند.

ما قانونی درباره اسرار دولتی داریم. در همین قانون آمده است که “اسرار دولت توسط کابینه وزیران تعیین می شود”. یعنی یک قاعده مرجع در خود قانون وجود دارد. خود قانون مشخص نمی کند که چه چیزی راز دولتی است. هنوز هم باید در قانون باشد. اگر قانونی است ، می توانید بگویید که راز او باقی مانده است. نه ، این به سادگی آنچه راز دولتی است تعریف می کند. زیاده روی نکنیم ، در تاجیکستان این لیست توسط قانون تعیین شده است.

یک سال یک روزنامه نگار ازبکی با سفیر آمریکا مصاحبه کرد. وی در مصاحبه ای گفت ، سرمایه گذاری مشترک بین ایالات متحده و ازبکستان ، زرافشان-نیومونت ، سالانه 70 تن طلا تولید می کند. سانسور مانع از انتشار مقاله در روزنامه محل کار روزنامه نگار شد. به گفته آنها ، در آن زمان طلا یک راز دولتی محسوب می شد.

در اعتراض ، روزنامه یک مقاله سفید و منتشر نشده را جایگزین کرد. یک روز بعد ، همان سردبیر اخراج شد.

من می توانم روی شما دهها نقص در قانون حساب کنم. حالا من فقط در مورد قانون صحبت می کنم. علاوه بر این ، آزادی بیان به عوامل زیادی از جمله اراده سیاسی ، وجود دادگستری مستقل ، آزادی بیان مردم ، وجود فرهنگ قانونی بستگی دارد.

شما از ما پرسیدید که چقدر آزادی بیان داریم. پاسخ من این است که آزادی بیان در مقایسه با دوره قبلی کریموف وجود دارد و بسیار خوب است ، اما به طور کلی هنوز با استانداردهای بین المللی بد است. ما هنوز مشکلات زیادی در این زمینه داریم.

– بسیاری می گویند کانال های تلویزیونی دولتی باید خصوصی شوند. البته دلایل خاصی برای این امر وجود دارد. به عنوان مثال ، تلویزیون دولتی به ابزاری سیاسی برای دولت تبدیل شده است. کار خود را کنار بگذارید ، او به سادگی در ستایش خشک شرکت می کند. اما این واقعیت که رسانه ها همچنان در خدمت منافع افراد هستند ، از نظر من نیز نگران کننده است. از این نظر ، “میانگین طلایی” را از کجا پیدا می کنیم؟

– اسلام کریم اف در ابتدای استقلال این نگرانی را داشت.

من در آن زمان نماینده مجلس بودم. رئیس کمیسیون ارکین وخیدوف بود. ما قانونی در مورد رسانه ها تهیه کرده ایم. در پیش نویس اول این قانون اشاره کردیم که حق ایجاد رسانه باید به اشخاص حقوقی و اشخاص حقیقی داده شود. با این حال ، اسلام کریموف بند اعطای این حق به افراد را نیز لغو کرده است.

خاطره ای که هنگام سخنرانی به یاد می آورم اکنون ویژگی اسلام کریموف است. و بنابراین یک روز پس از حذف گروه ، ارکین وخیدوف به کمیسیون پیوست و خندید. گفتم: “بله ، چرا می خندی؟” من پرسیدم. سپس ارکین ، معروف به اسلام کریموف ، در مورد تماس تلفنی شب و مکالمه در وسط به او گفت.

اسلام کریموف در مصاحبه ای گفت: “ارکین ، معروف به ، شما یک شاعر محبوب هستید. شما در تاریخ ادبیات ازبکستان خواهید ماند. خدا می داند که من به تاریخ خواهم رفت یا خیر ، اما اکنون من مسئول خیر و شر یک جمعیت 18-20 میلیون نفری هستم. من مسئول آن هستم

وقتی با عصبانیت زرد به تو توهین می کنم ، دیگر نمی خوابم. اما درک کنید ، همیشه روزهایی وجود دارد که همه روزنامه می کنند. اما حالا اگر به او فرصتی بدهیم ، اوباش و ثروتمندان روزنامه می خرند. وی سپس از روزنامه به نفع خود استفاده کرد. “حال اجازه دهید این حق را فقط به اشخاص حقوقی بدهیم.”

دلیل این امر این است که در این زمان ، اگر روزنامه با وضوح بیشتری بیرون بیاید ، ممکن است شخصیت حقوقی خفه شود. این راهی برای حفظ آنها بود.

اما اسلام کریم اف به قول خود عمل کرد. پس از مدتی ، وی گفت: “اکنون روزنامه ها را به روی اشخاص حقوقی و اشخاص حقیقی باز کنید.” در آن زمان ، اوتکیر هوشیموف رئیس کمیته بود.

پس از آن ، افراد نیز شروع به افتتاح روزنامه کردند. اما مردم یک مطبوعات زرد ایجاد کرده اند که فقط در مورد ورزش می نویسد و بیشتر مانند دارکچی ، هوردیک ، 7×7 است.

تاکنون بخشی از این مطبوعات زرد از شفافیت میرضیایف استفاده کرده و به انتشارات سیاسی روی آورده اند.

نگرانی که ابراز می کنید از آنجا ناشی می شود. هیچ میانه ای وجود ندارد ، فقط یک اصل وجود دارد. اصل این است که هر مطبوعات ، وب سایت ها ، هر شخص و وبلاگ نویسان نیز علاقه خاصی دارند. البته او به منافع مردم نیز فکر می کند ، اما هر موسس و هر نشریه منافع خاص خود را دارد.

از جمله اگر هر ثروتمندی تلویزیون و مطبوعات خود را باز کند ، از علاقه او محافظت می کند. چیزی که باید از آن بترسیم این است که یک کارمند دولتی وب سایت و علاقه خود را داشته باشد. در حالی که یک کارمند دولتی رسانه های خاص خود را دارد ، وی سایر رسانه ها و همچنین خطر استفاده از منابع مالی و اداری ایالت را مستثنی می کند.

اگر شخصی که صاحب رسانه است یک تاجر یا یک مافیا باشد ، این چیز بدی نیست. ما می خواهیم هر مرد ثروتمند ، اوباش ، بتواند روزنامه خود را بسازد. اگر این مرد ثروتمند یا مافیایی مقاله ای علیه شخصی در رسانه های خود منتشر کرد ، بگذارید طرف مقابل نیز فرصت داشته باشد تا از طریق رسانه های خود به آن پاسخ دهد. اگر کسی به شما ضربه بزند ، انتقاد کوتاه است ، اگر شما بستری برای پاسخگویی به آن ندارید ، فاجعه بزرگی برای آزادی بیان است.

من از وجود روزنامه ها و وب سایت های مختلف پشتیبانی می کنم. فقط آنها باید طبق یک قانون کار کنند.

اگر رسانه های دولتی از انجام آنچه می دانند و نوشتن انتقادی ممنوع شوند ، عواقب خوبی نخواهد داشت.

مصاحبه را می توانید به طور کامل از طریق فیلم بالا مشاهده کنید.

این ایلیاس صفاروف است.
تصویرگر – نوریدین نورسایدوف.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *